معمای معماها
پیدات کردهام، نیلوپرک. همانطور هستی که باید باشی: سرد و بلند و پرتافتاده. این انگشتها را که هر بار نزدیکت میآورم آهسته و پس میکشم، فقط کافیست چند ثانیهای نگهشان دارم روی تو، روی آهنهای بدنت، روی این سرمای بینهایتی که داری، تا از هر حرکتی خالیام کنی. آرامش درست در همین سرماست، آرامش در همین بیجنبشی است که از دستهایم به من میدهی، وقتی که ثانیههایی پیش از طلوع به سراغت آمده باشم.
و تو بلندترین هستی، نیلوپرک. مه نیست که پایین آمده است وقتی بر تو ایستادهام، ابرها هستند که تا آنها بالا رفتهای، و روی کنارههایت که خودم را تاب بدهم، سنگینی سرم را که عقب بدهم، پرواز کردنم دیگر بیاختیار میشود. آرامش درست در همین پرواز است.
و روی این جادّهی پرتافتاده در بیرون شهر، چه جای دنجی پیدا کردهای برای خودت. آدمها با اتومبیلهای سواری، آدمها با کامیونها، آدمها با اتوبوسهای بین شهری، از دور میآیند با سرعت تمام، نزدیکت میشوند با سرعت تمام، و از زیر سایهات میگذرند با همان سرعت. آدمها بیاینکه بلندی نامتعارفت را درک کنند، تو را ترک میکنند.
من تو را فهمیدهام نیلوپرک. من فهمیدهام سرمای تو را که میتواند تصاحبم کند. من فهمیدهام بلندیات را که میتواند پروازم بدهد. من فهمیدهام این سرعتی را که هر روز هر روز بر روی سایهات تجربهاش میکنی، که بیتفاوت است، که ترسناک است، که حتا میتواند تمامکننده باشد، میتواند متلاشیکننده باشد در آن لحظهی بازگشت به ارتفاع صفر. آرامش درست در همین تلاشی است.
دیگر تمام شد. تو پایان تمام جستوجوهایم هستی. پیدات کردهام نیلوپرک.
و تو بلندترین هستی، نیلوپرک. مه نیست که پایین آمده است وقتی بر تو ایستادهام، ابرها هستند که تا آنها بالا رفتهای، و روی کنارههایت که خودم را تاب بدهم، سنگینی سرم را که عقب بدهم، پرواز کردنم دیگر بیاختیار میشود. آرامش درست در همین پرواز است.
و روی این جادّهی پرتافتاده در بیرون شهر، چه جای دنجی پیدا کردهای برای خودت. آدمها با اتومبیلهای سواری، آدمها با کامیونها، آدمها با اتوبوسهای بین شهری، از دور میآیند با سرعت تمام، نزدیکت میشوند با سرعت تمام، و از زیر سایهات میگذرند با همان سرعت. آدمها بیاینکه بلندی نامتعارفت را درک کنند، تو را ترک میکنند.
من تو را فهمیدهام نیلوپرک. من فهمیدهام سرمای تو را که میتواند تصاحبم کند. من فهمیدهام بلندیات را که میتواند پروازم بدهد. من فهمیدهام این سرعتی را که هر روز هر روز بر روی سایهات تجربهاش میکنی، که بیتفاوت است، که ترسناک است، که حتا میتواند تمامکننده باشد، میتواند متلاشیکننده باشد در آن لحظهی بازگشت به ارتفاع صفر. آرامش درست در همین تلاشی است.
دیگر تمام شد. تو پایان تمام جستوجوهایم هستی. پیدات کردهام نیلوپرک.

![Siavashoon [at] Gmail [dot] Com](http://files.siavashoon.com/Home/mail.png)

0 Comments:
Post a Comment
<< صفحهی اول