۱۳
آدمها فکر میکنند که
تو به این کلمهها خیانت میکنی،
آدمها فکر میکنند که
من دارم به خودم خیانت میکنم،
فکر میکنند که
تو
لابهلای خوشیهای تازه و
آدمهای تازه
یادت رفته است حتا
که فردا،
روبهروی آن کتابفروشی،
قرار است خیلی معطلام نکنی.
آدمها، آدمها.
چه دلم سفر خواسته است،
اما،
حتا یک نفر
همسفر
پیدا نمیشود که
سکوت را بفمهد،
پرسههای من را بفهمد،
که میخواهم شهر تو را
کوچه کوچه
دنبالت بگردم
در سکوت و
در باران،
باران،
آنجور بارانی که
این آدمها باورش نمیکنند و
باور نمیکنند که
ادارهی هواشناسی
هر روز
هوای شهر تو را
بارانی پیشبینی میکند.
بیا یک قرار تازه بگذاریم،
بیا بهجای کتابفروشی،
روی «پل دوم» قرار بگذاریم.
توی شهر شما آیا
میشود روی پلها قرار گذاشت؟
توی شهر شما آیا
آدمها سکوت را میفهمند؟
یک سکوت بلند را میفهمند؟
بغض را
باران را
آیا هنور میفهمند؟
«دلم برای دستهای تو تنگ شده» را
آیا میفهمند و
میفهمند که
این کلمهها حرام نمیشوند،
که فقط تو کمی دیر کردهای و
من فقط کمی بیتابی میکنم.
تو به این کلمهها خیانت میکنی،
آدمها فکر میکنند که
من دارم به خودم خیانت میکنم،
فکر میکنند که
تو
لابهلای خوشیهای تازه و
آدمهای تازه
یادت رفته است حتا
که فردا،
روبهروی آن کتابفروشی،
قرار است خیلی معطلام نکنی.
آدمها، آدمها.
چه دلم سفر خواسته است،
اما،
حتا یک نفر
همسفر
پیدا نمیشود که
سکوت را بفمهد،
پرسههای من را بفهمد،
که میخواهم شهر تو را
کوچه کوچه
دنبالت بگردم
در سکوت و
در باران،
باران،
آنجور بارانی که
این آدمها باورش نمیکنند و
باور نمیکنند که
ادارهی هواشناسی
هر روز
هوای شهر تو را
بارانی پیشبینی میکند.
بیا یک قرار تازه بگذاریم،
بیا بهجای کتابفروشی،
روی «پل دوم» قرار بگذاریم.
توی شهر شما آیا
میشود روی پلها قرار گذاشت؟
توی شهر شما آیا
آدمها سکوت را میفهمند؟
یک سکوت بلند را میفهمند؟
بغض را
باران را
آیا هنور میفهمند؟
«دلم برای دستهای تو تنگ شده» را
آیا میفهمند و
میفهمند که
این کلمهها حرام نمیشوند،
که فقط تو کمی دیر کردهای و
من فقط کمی بیتابی میکنم.

![Siavashoon [at] Gmail [dot] Com](http://siavashoon.googlepages.com/mail.png)



<< صفحهی اول