۱۱
جور کن که
برویم «کوارتت» ببینیم.
کوارتت یک چهارنوازی نیست،
کوارتت اسم یک تئاتر است که
یک زمانی، تالار مولوی، روی صحنه بود.
یک زمانی،
آخرین زمانهایی که
من هنوز برنامهی تئاترها را میدانستم،
آخرین زمانهایی که
بیست هزار تومان، همینقدرها،
خودت را بدهکار کرده بودی به من و
هنوز
آن نزدیکهای ساعت پنج
حسابت را پاک نکرده بودی که
هر چقدر هم اصرار کنم
«به جاش یک چیزی برای من بخر»،
تو، همینجوری، فقط،
زمین را نگاه کنی و
باور نکنی که
من باور نمیکنم
این آخرین بار است.
باور نمیکنی، اما،
دنبالش هستم که
بلیت تئاتر بیضایی را
جور کنم که برویم.
دنبالش هستم که
برویم تئاتر ببینیم،
برویم ببینیم، بالاخره،
این تئاترهای دو سال پیش،
این تئاترهای روزهای رفتنات را،
همین فردا،
شاید همین فردا،
برویم ببینیم و
باور نمیکنی.
برویم «کوارتت» ببینیم.
کوارتت یک چهارنوازی نیست،
کوارتت اسم یک تئاتر است که
یک زمانی، تالار مولوی، روی صحنه بود.
یک زمانی،
آخرین زمانهایی که
من هنوز برنامهی تئاترها را میدانستم،
آخرین زمانهایی که
بیست هزار تومان، همینقدرها،
خودت را بدهکار کرده بودی به من و
هنوز
آن نزدیکهای ساعت پنج
حسابت را پاک نکرده بودی که
هر چقدر هم اصرار کنم
«به جاش یک چیزی برای من بخر»،
تو، همینجوری، فقط،
زمین را نگاه کنی و
باور نکنی که
من باور نمیکنم
این آخرین بار است.
باور نمیکنی، اما،
دنبالش هستم که
بلیت تئاتر بیضایی را
جور کنم که برویم.
دنبالش هستم که
برویم تئاتر ببینیم،
برویم ببینیم، بالاخره،
این تئاترهای دو سال پیش،
این تئاترهای روزهای رفتنات را،
همین فردا،
شاید همین فردا،
برویم ببینیم و
باور نمیکنی.

![Siavashoon [at] Gmail [dot] Com](http://siavashoon.googlepages.com/mail.png)



<< صفحهی اول