Saturday, July 25, 2009

 ۷

- «ببین،
از این‌جا می‌روند اکباتان،
یعنی
مستقیم که بروی
می‌رسی به اکباتان،
از این‌جا،
از هر جا،
پیاده،
سواره،
با مترو،
با هر چی.
با مترو بروی بهتر است،
هر ایستگاهی که خواستی
می‌توانی پیاده شوی،
اکباتان درست همان‌جا می‌شود.

اکباتان که رسیدی،
حواست باشد که
یک راز بزرگ دارد اکباتان،
سخت رازآلود است اکباتان.
رسیدن به اکباتان آسان است،
رازش را فهمیدن اما سخت.
اکباتان همه جا هست و
هیچ‌جا نیست.
از رگ گردن
نزدیک‌تر است به تو،
اما فقط همین نیست...»

- «ببین،
یک هفته بیشتر نمانده است،
از گل‌فروشی باید روبان‌های رنگی بخریم،
توی راه اکباتان یک گل‌فروشی هست.»